چگونه بال زنم تا به ناکجا که تویی (حسین منزوی )

بازدید: 33

چگونه بال زنم تا به ناکجا که تویی
بلندمی پرم اما ، نه آن هوا که تویی
تمام طول خط از نقطه ی که پر شده است
از ابتدا که تویی تا به انتها که تویی
ضمیر ها بدل اسم اعظم اند همه
از او و ما که منم تا من و شما که تویی
تویی جواب سوال قدیم بود و نبود
چنانچه پاسخ هر چون و هر چرا که تویی
به عشق معنی پیچیده داده ای و به زن
قدیم تازه و بی مرز بسته تا که تویی
به رغم خار مغیلان نه مرد نیم رهم
از این سفر همه پایان آن خوشا که تویی
جدا از این من و ما و رها ز چون و چرا
کسی نشسته در آنسوی ماجرا که تویی
نهادم اینه ای پیش روی اینه ات
جهان پر از تو و من شد پر از خدا که تویی
تمام شعر مرا هم ز عشق دم زده ای
نوشته ها که تویی نانوشته ها که تویی

1+
این مطلب رو با دوستات به اشتراک بزار
این نوشته در شعر دیگران, شعر سنتی, شعر عاشقانه, شعر فارسی, شعر متنی, غزل ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 پاسخ به چگونه بال زنم تا به ناکجا که تویی (حسین منزوی )

  1. حسین مهدوی می‌گوید:

    سلام مرسی آلی بود

    0
  2. سجاد رشیدی می‌گوید:

    سلااااااااام آقا محمد خیلی آلی بود ممنون باز هم بزار از این شعر ها فعلا بای

    1+

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست + دوازده =