غزلی از شهراد_میدرى

بازدید: 19

باد از مـــــویت رضاخــــانی لچک برداشـته
مخفیانه ماه ِ مشــــروطه سرک برداشـــته

سرخی ِ لبهای ِ شیرینت حسـودش کرده است
هر انـاری را اگـــر دیـدی ترک برداشـــــته

آنچنان زیبــــــــا و جذابی که حتا آینــه
سرمـه دانت در بغــــــل، میل ِ بزک برداشته

آنقدر شعری که نیمـا غرق در چشــمان تو
خسته دست از ” آی آدمهـــا کمک” برداشته

نه به سوهان خنده هــایت نه به اخم ِ گونه ات
که از آن دریـــاچه ی ِ قم هم نمک برداشته

از هر انگشـتت هنر می بارد و رنگین کمان
خــم شده از لاک ِ تو یک ناخــنک برداشـته

بس که بوسیـدم تو را هر بار داغ و دزدکی
صفحه ی ِ مانیـــتورم چندی ست لک برداشته

مطمئن هسـتم میایی باز هم در خاب ِ من
خـــانه ام را باز عطر ِ قـــــاصدک برداشته

این غزل را من سرودم یا تو با خود گفتـه ای؟
عشـــق هم این روزها دیــوانه شک برداشته!

عاشقانه های #شهراد_میدرى

این مطلب رو با دوستات به اشتراک بزار

درباره سجاد رشیدی

به نام خدای مهربان سلام من سجاد رشیدی متولد سال 1376 هستم و در استان لرستان و در شهر نوراباد در حال زندگی کردن هستم و تصمیم گرفتم سایتی به نام کلبه ی شعر راه اندازی کنم و بالاخره موفق شدم این سایت را راه اندازی کردم امید وارم در این سایت به همه خوش بگذره راه های ارتباط با من آیدی اسکایپ sajjadrashidi76 و شماره ی مبایلم 09184735597 هست و آدرس جیمیلم sajjadrashidi76@gmail.com هست
این نوشته در شعر دیگران, شعر عاشقانه, شعر فارسی, شعر متنی, غزل ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 − 8 =