شعری از خودم با عنوان تو میگویی خداحافظ

بازدید: 13

با عرض سلام و درودی دوباره به خدمت شما دوستداران ادبیات و شعر در وبسایت
کلبه شعر
امید که حالتون شکر خدا خوب باشه و هر کجا هستید در زیر سایه ی خدای مهربون, همواره سالم و سلامت باشید
ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات همه شما گرامیان در این ماه شریف, جا داره پیشاپیش فرا رسیدن عید سعید فطر رو که قریب به ۲-۳روزی باقی مانده, رو خدمت شما تبریک عرض کنم, امید که پاداش عبادتهای خودتون در ماه رمضان رو در عید فطر از حق تعالی دریافت کنید و کنیم. انشاالله.
دوستان, این بار با یکی از سرودههای خودم در خدمت شما هستم.
نام این شعر:
•تو میگویی خداحافظ
هست که شما رو به مطالعه ی این شعر جلب میکنم امید که خوشتون بیاد.
نام شعر: تو میگویی خداحافظ:

تو میگویی خداحافظ دل این خانه میلرزد،
و شاید هم درون پیله اش پروانه میلرزد.
شبیه آن کبوتر بچه ماندم کنج تنهایی،
که از دل تنگی و دوری دلش در لانه میلرزد.
صدایت، حرف هایت، داغ چشمم میشود تازه،
تحمل میکند چشمم، به جایش چانه میلرزد.
برای شانه کردن، شانه را از من نمیگیری؟
نمیبینی مگر بر دست سردم شانه میلرزد؟
نمیدانی که با لبخند های گرم لب هایت،
دوباره دست و پای این دل دیوانه میلرزد.
دلت شاید گسل هایی به دنبال آورد از بس،
برای هر کسی غیر از منِ بیگانه میلرزد.
جدایی آن قدر سنگین شده بر شانه ام بارش،
نه تنها من که حتی شانه ی مردانه میلرزد.

شاعر: کوثر عشقی, متخلص به غزل.

این مطلب رو با دوستات به اشتراک بزار
این نوشته در شعر پاپ, شعر خودم, شعر سنتی, شعر عاشقانه, شعر غمگین, شعر فارسی, شعر متنی, غزل ارسال و , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

1 پاسخ به شعری از خودم با عنوان تو میگویی خداحافظ

  1. سجاد رشیدی می‌گوید:

    سلام غزل خانوم این شعرتون رو شدیدا لایک میکنم خدایی آلی بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

13 − یک =