ی شعر متنی از شاعر محمد جواد بوستانی

بازدید: 149

یک شبی مجنون نمازش را که خواند،

گفت: لیلایم چرا با من نماند؟

گفت: یا رب از فراغش در همم،

فکر میکردم پس از او محکمم!

خوب و بد را من سپردم دست تو،

گفتمش خواهی بمان, خواهی برو

تا که او رفت این دلم بی تاب شد،

از فراغش چشم من بی خواب شد

گرچه او میگفت: یاد من نباش،

زهر هجران را به قلب خود مپاش

من ولی هر لحظه بدتر میشدم،

از فراغش زار و مضطر میشدم

گرچه یک دنیا دل من عاشقست،

گفتم این دوری صلاح خالقست

سعی کردم تا شوم از او جدا،

قلب خود را هم سپردم با خدا

گویم ای دل خسته گان ای عاشقان،

عاشقی یک امتحانست امتحان

یا رب این دل را ز لیلا دور کن،

آنچه خود خواهی برایش جور کن.

#محمد جواد بوستانی

5+
این مطلب رو با دوستات به اشتراک بزار

درباره سجاد رشیدی

به نام خدای مهربان سلام من سجاد رشیدی متولد سال 1376 هستم و در استان لرستان و در شهر نوراباد در حال زندگی کردن هستم و تصمیم گرفتم سایتی به نام کلبه ی شعر راه اندازی کنم و بالاخره موفق شدم این سایت را راه اندازی کردم امید وارم در این سایت به همه خوش بگذره راه های ارتباط با من آیدی اسکایپ sajjadrashidi76 و شماره ی مبایلم 09184735597 هست و آدرس جیمیلم sajjadrashidi76@gmail.com هست
این نوشته در دل نوشته, شعر دیگران, شعر عاشقانه, شعر غمگین, شعر فارسی, شعر متنی, شعر نو, غزل ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

3 پاسخ به ی شعر متنی از شاعر محمد جواد بوستانی

  1. سجاد رشیدی می‌گوید:

    خیلی خوب بود داداش ممنون

    1+
  2. حسین مهدوی می‌گوید:

    سلام خیلی خوب بود دم شاعر و منتشر کنندش گرم بابا ایول خیلی حال کردم چشم به راه دیگر شعر ها خواهیم بود با تشکر ویژه از همه

    0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7 + شش =