یه شعر فارسی

بازدید: 27

یه آسمون شیشه ای یه خلوت همیشه گی قلب تنهای قریب تو اتفاق زندگی ای صدای آشنا ای سکوت بی نفس بیاد بازم به این دیار زیر سقف این قفس صداش پر از گلایه هاست صداش پر از سردی برف لب های خوشک بی صدا شده پر از حسرت مرگ بیا بیا ای آشنا منو تو خیلی بی کسیم تو زندگیو خستگی برای قلب هم بسیم بیاد که دست خستمو مهمون بربگفاش بکنه بیاد دل سکوتمو تعمه حرفاش بکنه بیا بیا ای آشنا منو تو خیلی بی کسیم تو زندگیو خستگی برای قلب هم بسیم برای قلب هم بسیم…

این مطلب رو با دوستات به اشتراک بزار

درباره حسین مهدوی

به نام خدا سلام من حسین مهدوی متولد سال ۱۳۷۹ هستم و در شهر نوراباد در استان لرستان زندگی میکنم و خیلی خوش حال هستم که در این سایت در حال فعالیت هستم
این نوشته در شعر دیگران, شعر عاشقانه, شعر غمگین, شعر فارسی, شعر متنی, شعر نو ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 پاسخ به یه شعر فارسی

  1. سجاد رشیدی می‌گوید:

    سلاااااااااااااااااااااااام خیییییییییییلییییییییی آلی بود داداش بازم بگو ممنون خخخی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 − 3 =