چگونه بال زنم تا به ناکجا که تویی (حسین منزوی )

بازدید: 31

چگونه بال زنم تا به ناکجا که تویی
بلندمی پرم اما ، نه آن هوا که تویی
تمام طول خط از نقطه ی که پر شده است
از ابتدا که تویی تا به انتها که تویی
ضمیر ها بدل اسم اعظم اند همه
از او و ما که منم تا من و شما که تویی
تویی جواب سوال قدیم بود و نبود
چنانچه پاسخ هر چون و هر چرا که تویی
به عشق معنی پیچیده داده ای و به زن
قدیم تازه و بی مرز بسته تا که تویی
به رغم خار مغیلان نه مرد نیم رهم
از این سفر همه پایان آن خوشا که تویی
جدا از این من و ما و رها ز چون و چرا
کسی نشسته در آنسوی ماجرا که تویی
نهادم اینه ای پیش روی اینه ات
جهان پر از تو و من شد پر از خدا که تویی
تمام شعر مرا هم ز عشق دم زده ای
نوشته ها که تویی نانوشته ها که تویی

این مطلب رو با دوستات به اشتراک بزار
این نوشته در شعر دیگران, شعر سنتی, شعر عاشقانه, شعر فارسی, شعر متنی, غزل ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 پاسخ به چگونه بال زنم تا به ناکجا که تویی (حسین منزوی )

  1. حسین مهدوی می‌گوید:

    سلام مرسی آلی بود

  2. سجاد رشیدی می‌گوید:

    سلااااااااام آقا محمد خیلی آلی بود ممنون باز هم بزار از این شعر ها فعلا بای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × چهار =