بهار من لمس لبخند توست

بازدید: 46

سلام خدمت دوستان عزیزم در سایت کلبه ی شعر دوستان امروز یه شعر متنی براتون آوردم که یکی از نابیناهای عزیز سروده امیدوارم از این متن لذت ببرید … امروز کسی مرا دختر بهار خواند،
شاید او نمیدانست من به هیچ بهار و پاییز و زمستانی وابسته نیستم،
بهار من لمس لبخند توست، اصلا مگر میشود تو بخندی و بهار نشود؟

تابستان من خلاصه میشود در عطر همان پیراهنت که خانه هایش برای نفس کشیدن من به اندازه ی کافی اکسیژن دارد.
از پاییز نمیشود گذشت، کم چیزی که نیست، فصلیست که برای من و تو عاشقانه ساخته،
اما من هوا های دو نفره اش را، فرش های رنگارنگش را و حتی مو های بلند بافته شده ی یلدایش را فقط با تو میخواهم

اگر بگویم برای تقویم زندگیمان زمستانی تعریف نکرده ام به من نمیخندی؟
تا زمانی که هرم نفس های تو گرما بخش تمام وجودم است، انصاف است از سرما بنالم؟

خودت میدانی نگاهت مبدا همه ی آرامشهاست؟
آرامشی که از آن دو گوی وحشی شروع میشود و میرسد به قلب نا آرام من.

من برای غرق شدن در آرامش چشمانت آماده ام.

#کوثر عشقی تا پست بعدی موفق باشید

این مطلب رو با دوستات به اشتراک بزار

درباره حسین مهدوی

به نام خدا سلام من حسین مهدوی متولد سال ۱۳۷۹ هستم و در شهر نوراباد در استان لرستان زندگی میکنم و خیلی خوش حال هستم که در این سایت در حال فعالیت هستم
این نوشته در دل نوشته, شعر دیگران, شعر عاشقانه, شعر غمگین, شعر فارسی, شعر نو ارسال و , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

1 پاسخ به بهار من لمس لبخند توست

  1. s.a.h1380 می‌گوید:

    حسین جون ای ولا داری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × سه =