دل‌نوشته ای از خودم با نام: موی بلند بدرد نمیخورد که!!!

بازدید: 39

با عرض سلام و درودی دوباره به خدمت شما دوستداران ادبیات و شعر در وبسایت
کلبه شعر
امید که حالتون شکر خدا خوب باشه و هر کجا هستید در زیر سایه ی خدای مهربون, همواره سالم و سلامت باشید
دوستان, این بار با یکی از دل‌نوشتههای خودم در خدمت شما هستم.
نام این متن همانطور که در بخش عنوان پست هم اومده:
•موی بلند بدرد نمیخورد که!
هست که شما رو به مطالعه ی این دل‌نوشته ی زیبا جلب میکنم
موی بلند بدرد نمیخورد که!

همان روزی که نگاه سبز جنگلی ات را از قهوه ی چشمانم گرفتی، فهمیدم که هوای آسمان عشقمان پس است.
وقتی با این که پیشم بودی آجر آجر دل تنگی داشتنت بر ساختمان خواستنم اضافه میشد، فهمیدم که طوفان خانه خراب کن در راه است.
آخرین باری که دیدمت مقابل آیینه ی اتاقت ایستاده بودی و انگشتان مردانه ات با گره ناشیانه ای که به کراواتت زده بودی، بازی میکردند.
میدانستم که در کراوات بستن لنگ میزنی، همانطور که من بلد نبودم مو هایم را ببافم.
از اولش هم قرارمان همین بود.
هر صبح بستن کراوات در برابر بافتن مو.
‌زمانی که به خودم آمدم، تو رفته بودی و مو هایم بهانه ی بند انگشتانت را میگرفتند.
فقط عطرت در چهار دیواری تنهایی جا مانده بود.
حالا، نمیدانم چند وقت است که ندارمت.
اما دیگر بوی عطرت هم از روی لباس هایت پریده.
نه رد انگشتانت روی دست گیره ی در مانده و نه رد پایت روی پاگرد خانه یمان.
ولی هنوز یک چیز هایی سر جایشان مانده اند.
مثلا بغضی که هر روز بیشتر از روز قبل چنگال هایش را فرو میکند در گلویم.
یا خستگی رخنه کرده در تک تک سلول هایم.
بعد تو دیگر کسی پیدا نشد که مو هایم را ببافد.
اصلا برای همین بود که یک روز مقابل همان آینه ایستادم و مو های بلندم را به کوتاهی مهمان کردم.
موی بلند به درد نمیخورد که!!!

نویسنده: کوثر عشقی متخلص به غزل.

1+
این مطلب رو با دوستات به اشتراک بزار
این نوشته در Uncategorized, دل نوشته ارسال و , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 پاسخ به دل‌نوشته ای از خودم با نام: موی بلند بدرد نمیخورد که!!!

  1. مهدی عزیززاده می‌گوید:

    با سلام متن قشنگی بود. و غمگین منی که به مطالعه این جور متنها تمایل نشون نمیدم تحت تأثیر قرار گرفتم. آفرین بر شما. انشاالله بیایید در این سایت ثبتنام کنید تا این اشعار و دل‌نوشته های زیبا با نام خودتان منتشر بشن. متشکر

    0
  2. سجاد رشیدی می‌گوید:

    سلام سرکار خانوم کوثر عشقی واقعا خیلی قشنگ بود خوش به حالتون من که هر کاری کردم بیام ی دلنوشته بنویسم نتونستم خخخخخ ادامه بدید آفرین

    0
  3. مهدی عزیززاده می‌گوید:

    سلام سجاد, من که این کاره نیستم اما چیزی رو که یقین دارم اینه که: تا اون حسه تو فرد نیاد امکان نداره بتونه دل‌نوشته بنویسه یا شعر بگه, متأسفانه برخی از افراد سفارشی شعر میگن و سفارشی متن مینویسن, چون سفارشی هست اون حس, اونطور که باید نمیاد, و چون احساس نیست یا کم هست, کار ناجور از آب درمیاد, این دل‌نوشته مشخصه که نویسنده با الهام از احساساتش نوشته, حالا این احساس بقدری قوی بوده که خواننده تحت تأثیر قرار گرفته, خخخ داداش من و تو این کاره نیستیم به مولا! من و تو و حسین مهدوی باید بشینیم برنامههای خفن اندرویدی و کامپیوتری طراحی کنیم و ملت رو بذاریم سر کار!!! خخخ آخه میدونی که بیکاری تو ماها زیاده و تازه من و تو و حسین کلی ثواب میکنیم ملت رو میبریم سر کار!!! این کارهای ظریف رو باید به اهلش سپرد, بازم از خانم عشقی تشکر میکنم.

    0
  4. حسین مهدوی می‌گوید:

    سلام عالی بود

    0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 1 =