دخترک فال فروش دلنوشته نویس دخترزمستانی

بازدید: 4127

روزی از خیابانی گذر می کردم

دخترکی فال فروشی دیدم که التماس مردم می کرد که از او فالی بخرند ماشینی که کنار دخترک بود از او دو فال گرفت دخترک از خوشحالی که توانسته بود فالی بفروشد بلند جیغی زد و با زبان کودکی خدا را شکر کرد.

به زندگی خود و دخترک فکر کردم

زندگی من با تمام اسایش و راحتی که داشتم ولی یک بار هم نشد خدا را شاکر باشم بخاطر تمام چیز های که در اختیارم گذاشته است.ولی همیشه ناشکر بوده ام.

ولی این دختر با تمام فقرش بخاطر دو دانه فروش فال این چنین خدا را شکر کرد.

و حال این دختر امشب درسی به من اموخت که هیچ معلم و استادی به من نه اموخت.

بیایم و بخاطر داشته هایمان خدا را شاکر باشیم شاید بد تر از ما هم در این دنیا باشد که قطعا هست.

دلنوشته_دخترزمستان

7+
این مطلب رو با دوستات به اشتراک بزار

درباره دخترزمستانی

#نویسند #دلنویس
این نوشته در دل نوشته ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

1 پاسخ به دخترک فال فروش دلنوشته نویس دخترزمستانی

  1. سجاد رشیدی می‌گوید:

    سلام خدمت شما خیلی قشنگ بود لایک

    0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده − شش =